تبليغاتX
درد بی اکسیژنی ! - مردادنامه2

به مناسبت هفتمین سالگرد آن مرداد آن سال که مرد آن فرشته که خدا به ما داد!

او که با ما خوابیده بود با ما بیدار نشد...

و بعد از یک هفته شایعه کردند که مرده !

* هنوز جان دارد

بگذارید این برگ پوسیده بیفتد از درخت زندگی بعد...

گورکن ها اذیتش می کنند

بگذارید آخرین قطره های این ((پروانه شمع)) بسوزد ...بعد!

* خدا به کار و کسبتان برکت بدهد آقا ..

 این یکی جنازه ی ماست...

با آب گرم غسلش دهید لطفا ....س ..س ...سرما می خورد.

حواستان باشد کافور نزنید ...

 یک وقت بیدار می شود خیال می کند....

*او که با ما خوابیده بود ...

 خواب دیده بودیم که فقط خوابیده بود!

 به خدا هر روز یکی خمیازه می کشد در این حوالی دکتر!

    نگویید که بیدار نمی شود ...

 نگویید هفت سال است

 بی خودی صبحانه ش را روی میز منتظرش گذاشته ایم!

 

   نمردهنمردهنمردهنمردهنمردهنمردهنمردهنمردهنمردهنمرده..........!!!!!!!!!!!!

 براتون یک دلنوشته گذاشتم (یک از کارای سال قبلم ... با ۳ روز تاخیر ...از ۲۰ مرداد ...!

مرداد که می شه حال و هوای عجیبی دارم... هر جا باشم احساس غریبی می کنم ...!

 فکر می کنم ماه بدی بوده از اول مرداد ( مرد+ داد) مهم نیست که چی داد و کی داد برای چی داد ...مهم اینه که مرد ...  هر چی بود  مرد ... ستاره ی آسمون هر کی بود مرد...باید مرد...کاش می شد بعد اون زودتر مرد!

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا محدثی(م.ژابیر) در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 0:55 قبل از ظهر |
gin WebGozar.com Counter code -->